تبليغاتX
قشنگترين بهانه ي من قشنگترین بهانه ی من

قشنگترین بهانه ی من

من یک انسانم که همه زندگيم در گرو دوست و او را دارمش دوست

 

 

شراره ی غم هـــجر تو نـــخل جانم ســــوخت

فراق روی مـــهـــت قلب ناتوانــــــــم ســــوخت

بیا که بـــی تو جهان را صفا و لــطفی نیســـت

چو جسم خســته نگر روح و هم روانم سـوخت

مـــدام بی گـــل روی تــــو در نـــــــــــــــوایم من

دو بــــال آرزویـــــم همـــچو آشیــــــــانم سوخت

بـــــیــــاد روز وصـــــال تـــو ای گــــــــــل یــــــــکتا

دل فـــســــــرده ازآن چهـــره ی نهـــانم ســوخت

بنــــــه تو مــــرهـــم دیـــــدار بر تــــــــن تبـــــــدار

کـــــه اتــــش غم هجــــــر تو خـانمانـــم ســوخت

بیـــا و تـــکیه بـــــــزن بـــر سریــــر عـــدل و ظــفــر

کــــــه ســـیـــنه در اثــر ظلم دشـمنانم ســــوخت

نهـــــــان ز دیــــده ی عشـــاق تــا کـــی و تــا چند

نهـــــال صبــــر و تحــــمل به بوستــــانم ســــوخت

فـــــکـــنده ای بــــــدل خســــته آتـــشـی ز فــــراق

که ســـرو عــــمـــر پـــر از غصـــه و گرانــم ســـوخت

خبــــــر رســـیـد کـــه ایــام وصل نــــزدیــــک اســـت

ز شــــــوق ـ چهــــره ی آمـــال و آرمــانــــم ســوخت

بیــــا و جـــــــلوه گــری کــن کــــه در ســرای وجـــود

دل از فـــــــراق تـــو ای حــجـــت زمـــانــم ســــوخت

قـــــدم تـــو رنجـــــه بــــفــــرمــــا و از وفـــا بـنــــگــــر

که بـــی تو یکـــســــره مدیـــحـــه خــوانــم ســوخت

نمــــای گـــوشـــه ی چشمـــی به شائـــق شــیــدا

که دل ز کـــثـــرت آن عشـــق جـــاودانـــم ســـــوخت

نوشته شده در 88/04/12ساعت 16:53 توسط نازنین | |
 

Image and video hosting by TinyPic

 

سلام بر تو ای سبز واقعی آقای من امام زمان

آقا جون می خوام  اینجا بی شیله پیله باهات حرف بزنم

از خودم بگم از اطرافم

آقا جون میدونی دلم گرفته از همه چی از خودم از اطرافم

آقاجون تازگی ها میگن سبز موسوی شفا میده  ولی

بیا ببین با این سبز هر کار زشتی  که تصور کنی می کنن

هر کاری که مثلا " بگن ما طرفداریم ولی این طرافداری نیست

در کدام دوره اینجوری طرفداری کردند که شما می کنید ؟

چرا همه چیو به مسخره گرفتید  ؟

چرا همه جا میگن ایران بیکارترین و مزخرف ترین مردما رو داره ؟

آقا جون به هرکی میگی ایرانیم می خنده مسخره می کنه

آقا جون چرا باید تر و خشک با هم بسوزند  ؟

آقا جون چرا برای رای دادن چشمو هم چشمی می کنن ؟

آقای  من سبز مگه نشانه ی خانم فاطمه ی زهرا نیست ؟

آقای من سبز مگه خون امام حسین نیست  ؟

آقای من داره همه چی عوض میشه

روز به روز بدتر میشه

روز به روز مردم اعتقاداتشون عوض میشه

این ایران ایرانی که جنگ شد نیست

این ایران داره بدتر میشه آقا بیا

آقا جونم سبز هم بازیچه شد بیا

آقای من نمی دانم خدا چه صبری داره

این همه بی عدالتی  و این همه گناه رو میبینه

آقای من اگه منو قابل بدونی به عنوان یه انسان

ازت می خوام که از خدا بخوای دیگه نمونم

طاقت زندگی و دیدن بدیها رو دیگه ندارم

آقای  من اگه تو بیایی جهان جهانه قشنگی میشه

همه چی یه جور همه یه حرف دارن اونم عدالت

همه یه فکر دارن اونم یاری به خلق خدا

آقای من این جهان یه حکومت داره نه بیشتر

آقای من حکومت تو واحد و تنها و عدالت داره

آقای من حکومتت زیباترین حکومتهاست

آقای من اگه امیدم نبودی معلوم نبود سرنوشتم

آقای من فقط بیا محرومان و مستضعفان منتظرند

بیا عزیز زهرا ......

 

 

 

نوشته شده در 88/03/21ساعت 1:47 توسط نازنین | |
 

Image and video hosting by TinyPic

الهی اگر که مهدی جلوه گر گردد چه می گردد ؟

ز هجرش کم برون اشک بصر گردد چه می گردد ؟

فراق حضرتش گردد مبدل بر وصال او

زمان غیبتش گر محتصر گردد چه می گردد ؟

الهی گر که بنماید ظهور آن مهدی موعود

و زین رو شیعه یکسر مفتخر گردد چه می گردد ؟

چمال دلربای او عیان گردد بسان ماه

جهان تیره روشن سر بسر گردد چه می گردد ؟

الهی دیگر از طعن و ملامتهای دشمن گر

نمایان چهر ماه منتظر گردد چه می گردد ؟

بدامن تا بکی از داغ هجرش اشکها ریزد

هویدا اگر جمالش چون قمر گردد چه می گردد ؟

الهی گر قلوب شیعیان خسته جان روشن

ز روی حجة ثانی عشر گردد چه می گردد ؟

نگون گر از قدوم نازنین حضرت مهدی

لوای دشمن بیدادگر گردد چه می گردد ؟

الهی از سفر آن یوسف گمگشته ی زهرا

اگر با چهره ی چون ماه برگردد چه می گردد ؟

شماتت های دشمن بارلها می کشد ما را

شب هجران مهدی گر سحر گردد چه می گردد ؟

الهی آن لقای تابناک قائم اسلام

اگر رخشنده چون درج گهر گردد چه می گردد ؟

نسیم جانفزای او اگر یک لحظه ای یا رب

بکوی عاشقانش رهگذر گردد چه می گردد ؟

الهی گر که دیگر از جمال انورش روشن

زمین و آسمان بحر و بر گردد چه می گردد ؟

بگو ای دل که اندر راه آن معشوق یکتا  گر

فدایی جسم و روح و جان و سر گردد چه می گردد ؟

الهی شائق شیدا اگر از جانب مهدی

همی مشمول یک آنی نظر گردد چه می گردد ؟

نوشته شده در 88/03/13ساعت 23:52 توسط نازنین | |
 

Image and video hosting by TinyPic

 

 

 

باز آمد ایام اندوه

باز آمد ایام تنهایی

باز آمد بوی یاس کبود

باز آمد اشک چشمهای زینب

آه خدای من

چه غم انگیز است

این شبها

دلم بیشتر برای زینب می سوزد

اولین غمش در این شب بود

اولین داغش در این شب بود

اولین لحظه ء جدایی در این شب بود

خدایا صبر زینب در این شب تمام شد

چون تنها همدمش تنها آرام جانش

در این شب به سوی تو پرواز کرد

خدایا از غم زینب

شب هم غصه دار شد سیاه پوشید

امان از دل زینب

خدایا آن یاس کبود را دیدی چه شد ؟

دیدی چطور خنجر از پشت به او زدند ؟

دیدی چطور او را آتش زدند ؟

خدایا لعتن تو بر آنان باد

که دست بر روی زهرا بلند کردند

خدایا امشب همه بچه های علی

غصه دارند آخه  مادرشون نیست

مادرشون کجاست ؟

اونا امشب در دلشون یه جای خالی دارند

مادرشون از زخم تن که هیچ

از زخم دل توانی نداشت

رفت و پر کشید به سوی آسمان

روحش سبک و مهربان پرواز کرد

جبریئل و فرشته ها به کمکش آمدند

با عظمت و احترام او را سوی تو و پدر آوردند

خدایا اونشب فاطمه از  دیدار با پدر شاد بود

ولی نگران حال علی و فرزندانش بود

نگران حال زینب که باید غم پدر و برادرها رو به دوش می کشید

نگران حال علی که باید جای مادرم برای بچه ها پر می کرد

نگران حال حسن  باید همنشین قاتلش در خانه بود

نگران  حال حسین که تشنه لب شهید می شد

خدایا غم فاطمه چه بزرگ بود 

خدایا این خانواده به قدری عزیز بودند که

سالیان سال هیچ کس آنها را فراموش نکرد

نه خودشان نه غمشان و نه پیامشان

خدایا اگر من لایق محبت اهل بیتم

مرا با این خوبان و عزیزان  محشور فرما  آمین

خدایا نمی دانم این غمها را چگونه وصف کنم ؟

آیا قابل توصیف هم هست ؟

خدایا در این حد می توانم بگویم

آقا یا ابن الحسن یا صاحب الزمان

آجرک الله

آقا جان تسلیت می گویم این غم جانگدار را

آقا جان می گویند تو قبر مادرت را بلدی

پس اگه بر سر آن گل یاس کبود رفتی

ما را قابل دونستی یادی هم از این دل خسته کن

نمی خواهم بگویم این آپ برای خودم هست

تمام کسانی که بازدید کننده این وبلاگ هسنتد هم

آقا جان یاد اونا هم باش که دلشان بسوی فاطمه و توست .

فرا رسیدن دوران غم و اندوه فاطمیه و شهادت تنها گل یاس کبود خانم

فاطمه زهرا ( س )  را از اعماق وجود و  روحم تسلیت می گویم .

التماس دعا

 

 

نوشته شده در 88/03/08ساعت 2:4 توسط نازنین | |