قشنگترین بهانه ی من
من یک انسانم که همه زندگيم در گرو دوست و او را دارمش دوست
رعایت عدالت مسئله چند همسری یا تعدد زوجات مانند طلاق باید از دیدگاه اضطرار مورد بحث قرار گیرد . یعنی همان طور که طلاق در اسلام مخصوص مواقع ناچاری است و در حالت عادی از مبغوض ترین امور است تعدد زوجات نیز یک وضع استثنایی و شرایط خاص دارد . لذا قرآن مجید مسئله رعایت عدالت بین همسران را شرط عمده ء تعدد زوجات قرار داده است و ناگفته پیداست که به عدالت رفتار کردن بین چند همسر کاری بس دشوار است . بنابراین در تعدد زوجات دونکته اساسی باید در نظر باشد : ۱ - همه جانبه بودن قوانین اسلام . ۲ - رعایت مواقع ضرورت . مسئله قابل توجه اینکه بعضی اوقات به حکم ثانوی یک امر راحج مرجوح می شود مثلا " عصا به دست گرفتن و کفش زرد پوشیدن مستحب است ولی فعلا " این کار مرجوح است چون با این کار انسان انگشت نما می شود . در شرایط کنونی که چشم دوست و دشمن به ما دوخته شده است تعدد زوجات « مرجوحیت » دارد زیرا این کار بهانه به دست دشمن دادن و خوراک برای تبلیغات مسموم آنها فراهم کردن است . تعدد زوجات چرا ؟ قرآن مجید صریحا " تعدد زوجات ( یعنی اینکه مردی بیش از یک زن و تا چهار زن دائم اختیار کند ) را اجازه داده و می فرماید : از زنان آنان را که برایتان نیکو و مناسب و با عدالت هستند یا سه و یا چهار تا ( بطور دائم و نه بیشتر از چهارتا ) به همسری بگیرید و اگر می ترسید که نتوانید ( بین آنها ) به عدالت رفتار کنید تنها به یک زن اکتفا نمایید . ( نسا ء / ۳ ) اگر قانون تعدد زوجات به نحوی که اسلام بیان کرده اجرا شود نه یک زن بی سر پرست در جهان باقی می ماند و نه هیچگونه زنا و انحراف جنسی انجام می شود . ولی همین دستور سعادت بخش اسلام وسیله ای برای هوسبازی عده ای از مردان شده در تنیجه موجب فساد و تباهی زندگی زن و شوهر و فرزندان و نیز در گیریها و نزاعها و حتی قتل و خونریزیهای فامیلی گشته است و عده ای ساده اندیش و بی خرد گناه این خرابی و فساد را به گردن اسلام و این قانون می اندازند . در تو جیه تشریع این قانون باید به نکات زیر توجه نمود : ۱ - طبق آمار تعداد دخترانی که به سن ازدواج می رسند با بیش از پسران است . ۲ - مرگ و میر زود رس در مردان بیش از زنان است زیرا آنها مشاغل سنگین دارند و عده ای از زنان پس از مرگ شوهران خویش بدون سر پرست می مانند . ۳ - زنان تقریبا " در پنجاه سالگی یائسه می شوند و از زاییدن باز می مانند در حالیکه مردان تا چهل سال بعد هم آمادگی تولید مثل دارند و خواهان فرزند هستند . ۴ - اگر مرد سالمی با زن عقیمی ازدواج کرد ازدواج با همسر دیگر تنها راه برای فرزند دار شدن آن مرد می باشد . ۵ - تعدد زوجات برای هر مردی بدون قید و شرط جایز نیست بلکه داشتن تمکن برای پرداخت نفقه و رعایت عدالت و مساوات بین زنان شرط جواز آن از نظر اسلام است . ۶ - جنگهای کوچک و بزرگی که در جوامع انسانی رخ می دهد بیشتر موجب نابودی عده ای از مردان مجرد یا متأهل می شود و زنان بیشتری باقی می مانند . بنابراین تعدد زوجات و ازدواج یک مرد با بیش از یک زن تنها چاره ء عقلایی برای رفع مشکلات فراهم آمده است . البته هوسرانی در این راه کاری زشت و مذموم است و اصولا " مردی که به دنبال ازدواج با همسر دوم و سوم به طور پنهانی می باشد همین پنهان کاری دلیلی بر مخالفت او با قانون اسلام و خروج از موازین عقلی است و اگر چنینی نبود مرد برای ازدواج دوم خود نیز مثل ازدواج اولش مجلس جشن بگیرد و همگان را به این جشن دعوت کند در حالیکه چنین نیست . پس ازدواج مجدد یکی از راهای درمان بعضی دردها و مشکلات است نه مجوزی برای هوسبازی و شهوترانی . ضرورتهای زندگی مسئله تعدد زوجات در اسلام بیش از آنکه متوجه رعایت حال مردان باشد متوجه رعایت حال زنان جامعه و به عنوان حقی از آنها ست . هر زنی حق دارد که ازدواج کند و در این امر نظر خود را دربارهء فردی دلخواه اعمال نماید . همسری عزب یا متأهل را برای خود بر گزیند و با شرط موافقت او و در عین حال مرا عات دقیق شرایط و ضوابط اسلامی به ادامه زندگی بپردازد و نیازهای مادی و معنوی خود را برآورده سازد . ( و لذا صیغه را زن می خواند و مرد قبول می کند . ) گاهی ضرورتهای زندگی چه در جنبه ء اقتصادی چه در جنبه ء سیاسی فرهنگی یا زیستی - اخلاقی و اجتماعی ایجاب می کند که زنان جامعه سرپرستان و مسئولاتی دلسوز داشته باشند به خصوص اگر فرزندانی هم برای آنها باشد که یتیم و بی سرپرست باشند . اسلام راه تعدد زوجات را تحت ضابطه هایی باز گداشته است که ضرورتها رفع شوند نه آنکه مرد را امر و مجبور به ازدواج جدید کرده باشد . سلام دوستان عزیزم امیدوارم این آپ ها راهنمای خوب و راهگشایی برای شما عزیزان بوده باشد . دوستان این آپها را من از کتابی به نام « انتخاب همسر و ازدواج » و نوشته ء « سید مهدی شمس الدین » جمع آوری کرده و مطالب را بدون کاستی و افزایشی به شما تقدیم کردم و امیدوارم خوشتان آمده و به این دستورات الهی عاقلانه تفکر و عمل کنید . دوستدار شما « نازنین » ضرورت نه هوس ! تمام علما ء از همه فرقه ها و مذاهب اسلامی بر این مسئله اجماع دارند که خداوند متعال در قرآن آیه ای مبنی بر حلال بودن ازدواج موقت نازل فرموده است : « فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن » فخر رازی در جزء سوم تفسیر کبیر - بخاری - و احمد حنبل همه نقل کرده اند که خداوند ازدواج موقت را حلال نمود و رسول خدا ( ص ) هم مسلمین را امر به آن فرمود و بعد ها عمر آن را تحریم کرد . کسی که توان مالی و موقعیت اجتماعی برای گرفتن زن دائم ندارد از نظر اسلام می تواند همسری موقت ( با مهریه ی کم و در مدتی کوتاه ) اختیار کند تا دچار گناه و انحراف نشود و از راه حلال اطفا ء شهوت بنماید . در بین زنان هم افرادی یافت می شوند که از نظر شئون خانوادگی یا سن و وجاهت و سایر شرایط قادر به ازدواج دائم نیستند . اینها نیز می توانند با قبول ازدواج موقت از گرفتار آمدن به حرام جلوگیری کنند . البته اگر کسی قدرت خود نگهداری و دوری از انحراف و گناه را دارد از این حکم مستثنی است . علی بن یقطین که در دربار هارون الرشید دارای مقام عالی و موقعیت مالی خوبی بود با داشتن همسر دائم هوس کرد متعه کند و همسر موقتی بگیرد . از امام هفتم ( ص ) در این باره سوال کرد . حضرت به او فرمودند : تو را با متعه چکار ؟ تو که همسر دایمی داری . فتح بن زید گفت : از امام رضا ( ع ) در باره ء متعه پرسیدم حضرت فرمودند : متعه ازدواج موقت حلال و مباح و آزاد است اما برای مردی که خدا او را با نکاح دائم زنی بی نیاز نکرده نباشد .... . و نیز آن حضرت به یکی از دوستان نوشتند : بر متعه گرفتن اصرار نورزید بر شما است که خود را از زنان دائم خویش بر کنار ندارید .... . بنابراین مردانی که در اثر هوسرانی و شهوترانی خود به سوی متعه و ازدواج موقت روی می آورند زنان صالحه و عفیفه ء خود را دلسرد و افسرده می کنند عملی زشت بجای می آورند بر خلاف دستور دین عمل می کند و دچار عاقبت سخت هوسرانی خود که با نام متعه صورت می پذیرد میشوند و اساس و شیرازه ء زندگی آرام آنها از هم می پاشد همسر دائم او به سوی انحراف و یا طلاق سوق داده می شود بچه هایش بی سر پرست می مانند و تمام اینها بر عهده ء آن مرد هوسباز می باشد . مجلس عقد مراسم عقد غالبا " با تشریفات زیادی همراه است و گاه آمیخته با انواع گناه . در این مراسم قسمتهای جالبی دیده می شود که یا پیروی از یک سنت اسلامی مانند خطبه که مشتمل بر آیات قرآن و روایات معصومین ( ع ) درباره ء اهمیت ازدواج برای جوانان و ارزشهای حاکم بر آن است و یا تبعیت از یک سنت حسنه است مانند نشستن عروس بر سجاده و رو به قبله و در حضور قرآن ( که نشانه ایمان و تقوای الهی است ) و در برابر آیینه و شمعدان ( که سمبل صفا و پاکی و روشنی است . ) اینها همه خوب است ولی مصیبت از آنجا شروع می شود که دعوت شدگان چنان مسابقه ای با هم در لباسهای تجملی و آرایشهای جلف و زننده و آویختن انواع زینت آلات به خود می دهند که گاه عروس در میان آنها گم می شود ! و طبیعی است که در چنین جلسه شومی همه در اندیشه خود آرایی و خود نمایی هستند . وای بر آن وقتی که پای مردان نیز به بهانه های مختلف به این مجلس باز شود و اختلاط برقرار گردد محرم و نامحرم - کوچک و بزرگ در کنار هم قرار گیرند فیلمبرداران و عکاسان از این مراسم که یکپارچه گناه و معصیت و نافرمانی خدا است عکس و فیلم بردارند و به گناه خود رنگ جاودانی دهند !. دعای قبل از ازدواج قرآن مجید بندگان خدا را چنین توصیف می کند : ... و آنها که گویند خدایا ! زنان و فرزندان ما را نور چشم ما قرار ده و ما را پیشوای پرهیزگاران ساز . حضرت رضا ( ع ) فرمودند : چون خواهی ازدواج کنی از خدا خیر بخواه سپس اقدام کن . دو رکعت نماز بگذار و دستها را به درگاه خدا بردار و بگو : خداوندا من در اندیشه ء زنا شویی ام همسری فراهم کن که از نظر اندام و اخلاق - پاکدامنی - نگهداری مال و آبروی شوهر - زیبایی و فرزند آوری سرآمد زنان باشد . امام باقر ( ع ) به یکی از اصحابشان فرمودند : ای میسر !شب عروسی کن خدا شب را برای آرامش قرار داده است .... . حضرت صادق ( ع ) فرمودند : عروس را شب به خانه شوهر ببرید و ولیمه را روز بدهید . امام رضا ( ع ) فرمودند : عروسی در شب سنت پیغمبر ( ص ) است زیرا شب را خدا برای آرامش قرار داده و زن هم مایه آرامش خاطر است . جابر بن عبدالله می گوید : شب عروسی حضرت زهرا ( س ) - پیغمبر ( ص ) علی ( ع ) را طلبیدند و او را طرف راست خود نشانیدند سپس فاطمه را طلبیدند و در طرف چپ نشانیدند آنگاه سر آنها را به هم نزدیک کرد سپس هر سه از جا برخاستند و به طرف منزل علی ( ع ) حرکت کردند جبرئیل در میان فرشتگان صدا به تکبیر بلند کرد پیغمبر ( ص ) و مسلمانان نیز تکبیر گفتند و این نخستین تکبیری بود که شب عروسی گفته شد و منشاء یک رسم اسلامی گردید . پیغمبر اکرم ( ص ) دستور داد دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار به دنبال حضرت زهرا ( س ) حرکت کنند شادی کنند و شعر بخوانند الله اکبر و الحمدالله گویند و چیزی که خدا از آن راضی نیست نگویند . جشن عروسی یکی از آرزوهای پدر و مادر آن است که زنده باشند و مراسم عروسی فرزندان خود را ببینند . این مراسم در اسلام نیز وجود دارد و به عنوان ولیمه زفاف در اخبار و احادیث آمده است . فلسفه چنین مراسمی روشن است زیرا : اولا " - این مراسم با حضور افراد فامیل و دوستان و آشنایان انجام می گیرد . به زندگی مشترک جدید زوجین کاملا" به رسمیت می بخشد و آنها را به قبول مسئولیت در برابر آن وادار می سازد زیرا اگر در خفا و بدون هیچگونه مراسمي انجام مي شد براي هر دو طرف ممكن بود به آساني تعهدات خود را زير پا بگذارند و در برخورد با اولين مشكلات در زندگي جديد راه جدايي را در پيش بگيرند . پس مراسم فوق در درجه اول به عقد زناشويي استحكام مي بخشد و به آن رسميت و عينيت مي دهد . ثانيا" - وقتی پایه شروع زندگی جدید بر سور و شادمانی گذاشته شود خاطره خوبی که از آن در ذهن طرفین باقی می ماند به آن جاودانی می بخشد و در این صورت مشکلات زندگی برای آنان قابل تحمل خواهد بود . ثالثا" - در این مراسم آشنایان و بستگان را نیز دعوت می کنند که با شرکت در آن خود را در حل مشکلات خانواده جدید در حال و آینده شریک و سهیم بدانند . با توجه به اینکه تشکیل زندگی مشترک به هرحال مشکلاتی دارد سهیم شدن آنان در حل آنها بسیار مفید و با ارزش خواهد بود . ولی مشکل از زمانی شروع می شود که این مراسم مفید و با ارزش و شادی آفرین با تجمل پرستی انواع هوی و هوسها - ولخرجیها - بی بند و باری ها - اسراف و تبذیرها و انواع و اقسام گناهان آلوده شود که نتیجه کاملا " معکوس خواهد شد . شبی غم انگیز با هزینه های کمرشکن همراه با انواع آلودگیها و مفاسدی که خدا را به خشم می آورد و با خاطره تلخ و و درد ناک که آثار سو ء آن نه تنها در روح دو زوج جوان بلکه در اطرافیان و بستگان آنها تا سالیان دراز باقی می ماند . شب زفاف در خانواده های تجمل پرست نه تنها مصیبتی برای پدر و مادر عروس و داماد است بلکه شب بسیار پر زحمتی برای تمام دعوت شدگان است چه اینکه شب مسایقه تجمل و خود آرایی و شب به رخ کشیدن لباسهای گرانقیمت و جواهرات رنگارنگ است . بسیاری از زنان از هفته ها و ماهها قبل خود را برای نمایش ثروت در آن شب آماده می کنند و لباسهای تازه و جواهرات جدید سفارش می دهند و از آنجا که در میدان مسابقه هر کس تلاش می کند از رقبا عقب نیفتد باید هر کدام هزینه زیاد و طاقت فرسایی را متحمل شئند چه بسا همین مسائل باعث اختلافاتی میان آنها و شوهرانشان گردد و نق زدنها شروع شود که چرا در این زمینه ولخرجی لازم را نکرده اند تا از رقیبان عقب نمانند و آبرویشان در میان جمع نرود ! قطعا " چنین محیطی که پر از گناه و معصیت است و اصلا" یاد خدا و پاکی و تقوی و خوشبختی دو زوج جدید معنا و مفهوم ندارد اثرات شوم خود را خواهد بخشید و چنین ازدواجی قرین سعادت و خوشبختی نخواهد بود . تاریخ نیز اسراف کاریهای جنون آمیزی را از سوی ثروتمندان مرفه و بی درد و طاغوتهای هر زمان ثبت کرده که ریخت و پاشهای بی حساب عباسیان از بیت المال مسلمین در عروسیهای پرخرجشان از آن جمله است . در یکی از این گونه مراسم خلیفه عباسی به جای نقل و سکه های کوچک که بعضی از مردم بر سر عروس و داماد می ریزند ورقه های کوچکی را که هرکدام سند مالکیت یک ملک و آبادی شش دانگ ! بود بر سر عروس پاشید و هرکس یکی از آنها را ربود مالک یک آبادی شد ( و طبعا " کسانی که در آن مجلس راه داشتند همان درباریان پر پول و ثروتمندان مرفه بودند . ) شب زفاف شب زفاف شاید بهترین و حساس ترین شب در عمر انسان باشد . دین مقدس اسلام نه آن اندازه خشک است که مانع تشکیل مجلس جشن و شادی برای ازدواج گردد و نه آن مقدار بی توجه به آینده که اجازه دهد عروس و داماد آنچنان در زرق و برق مجلس غرق شوند که آفریدگار خود را فراموش کنند . برای جوانان با ایمان بهترین چاشنی آن عیش و سرور و نشستن بر سر سفره نشاط و سرور این است که با صاحب اینهمه نعمت و آفریننده آنهم زیبایی رابطه پیدا کنند و با او سخن گویند و با سپاسگزاری از او تقاضای عاقبتی همراه با نیکبختی نمایند . طبق راهنماییهای دینی مناسب است اموری در شب زفاف و به هنگامی که داماد و عروس به حجله می روند مورد توجه قرار گیرد : ۱ - مستحب است عروس را در شب به خانه شوهر ببرند و زفاف نیز در شب قرار بگیرد . ۲ - یک یا دو وعده اطعام و ولیمه مستحب است و بهتر است روز بعد از عروسی عده ای را برای اطعام دعوت کنند . ۳ - توجه عروس و داماد در حجله ابتدا به خداوند و سپاس از نعمتهای او باشد . ۴ - داماد وضو بگیرد ( و عروس هم قبل از رفتن به آرایشگاه وضو گرفته باشد ) و هر دو قبل از تماس با یکدیگر به نماز بایستند و دورکعت نماز بجای آورند تا شیطان از آنها دور شود و آغاز زندگی مشترک آنها همراه با ارتباط با خداوند باشد و اضطراب آنها مبدل به آرامش و تسکین روح گردد . ۵ - داماد دست بر پیشانی عروس بگذارد و هر دو رو قبله کنند و داماد بگوید : خدایا عروس را به عنوان امانت گرفتم و با کلمات تو به عنوان صیغه ء عقد او را بر خود حلال کردم پس اگر از او برایم فرزندی مقدر کرده ای او را مبارک و با تقوا و شیعه ء آل محمد ( ص ) قرار بده و بهره ای برای شیطان نسبت به او قرار مده . نکاتی جالب از عروسی حضرت علی ( ع ) و حضرت فاطمه ( س ) ۱ - تمام یاران پیامبر ( ص ) که در مسجد حاضر و به چهارهزار نفر می رسیدند ( اعم از فقیر و غنی ) به عروسی میهمان شدند . ۲ - طرز دعوت به آن سادگی از طریق یک پیام شفاهی و عمومی توسط خود داماد بود . ۳ - همه مدعوین دعوت را پذیرفتند و در آن مراسم شرکت نمودند . ۴ - غذا منجصر به نان و گوشت و مقداری حلوای خرما به عنوان شیرینی بود . ۵ - شیرینی با دست خود پیامبر ( ص ) تهیه شد . ۶ - هزینه عروسی بین پدر عروس و داماد تقسیم شد . ۷ - با دعای رسول خدا ( ص ) و یاد خدا غذا برکت داشت . ۸ - حیا و حجب فوق العاده ای در عروس وجو د داشت . ۹ - پیغمبر ( ص ) عروس و داماد را به یکدیگر سفارش کردند . ۱۰ - پدر عروس به خانه داماد آمدند و به آنها تبریک گفتند . ۱۱ - از همان غذای عروس برای عروسی و داماد هم فرستادند . ۱۲ - برای منزل بستگان و خویشان ( و همسران رسول خدا ( ص ) ) نیز غذا فرستادند . ۱۳ - شخص رسول خدا ( ص ) پایان مراسم عروسی را اعلام کردند و عروس و داماد را تنها گذاشتند . سادگی و بی آلایشی دو همسر که می خواهند زندگی مشترک جدیدی را آغاز کنند باید حد اقل وسائل زندگی داخلی را دارا باشند وگرنه مجبورند سربار پدر و مادر گردند که این موضوع هم مایه ناراحتی آنها است و هم استقلال را از بین می برد . لذا همه جا معمول است که بستگان عروس لوازم اولیه زندگی را همراه او به خانه داماد می فرستد و در مقابل داماد هزینه های دیگر عروسی و حتی بخشی از هزینه های جهزیه را ( از طریق پرداختن مهریه نقدی ) پذیرا می گردد و با این همکاری و همیاری بسیاری از مشکلات حل می شود . غالب مردم این حقیقت را فراموش می کنند که صلاح و مصلحت دو همسر آن است که زندگی را از جای ساده ای شروع کنند و اگر می خواهند توسعه دهند این کار تدریجا " صورت گیرد . بدیهی است در فضای یک زندگی ساده و بی پیرایه عطر محبت و صفا موج می زند و علاوه بر اینکه تأمین نیازهای آن فشار کمتری به انسان وارد می کند می تواند الگویی برای قشر وسیعی از جامعه باشد که امکانات کمتری دارند . بر عکس در زندگی تجملاتی بسیاری از ارزشهای والای اخلاقی در زیر آوار جهزیه سنگین - که تنها برای خود نمایی و فخر فروشی است - مدفون می گردد . خودنمایی و فخر فروشی گاهی طی سالیان دراز همّ و غم پدر و مادر دختر تهیه جهزیه است حتی از خوراک روز و شام شبباید بکاهند تا یک جهزیه سنگین را تهیه کنند و به اصطلاح آبروی خود را حفظ کرده و به پندار خود دخترشان را سربلند سازند ! در بسیاری از نقاط هنگام فرستادن جهزیه طی یک نمایش مسخره و خنده دار قافله حاملان جهزیه با یک دنیا سر و صدا به راه می افتد چنان جار و جنجالی بر پا می کنند که نه تنها همسایگان بلکه تمام محل و گاهی همه شهر با خبر شوند که فلانی فلان مقدار جهزیه برای دختر خود به خانه داماد فرستاده است و این مایه فخر و مباهات آنها است ! در بعضی از مناطق هنگامی که قافله حمل جهزیه کار خود را تمام کرد آنها را در اتاق یا اتاقهای متعددی در کنار هم می چینند و به صورت موزه های تماشایی در می آورند و از فامیل و دوستان دعوت می کنند که به تماشای این موزه بیابند . و بدیهی است که اگر جهزیه از نظر کمیت و کیفیت در سطح پایین باشد عرق شرمساری بر چهره ء عروس و کسان او می نشینند و بگو مگوها شروع می شود یکی طنز میگوید دیگری پشت چشم نازک کرده و با نیشخند می گوید : انشا ء الله مبارکشان باشد ! ... اگر جهزیه زیاد باشد باد به غبغب انداخته و شرح گستذده ای درباره تهیه هریک از قسمتهای آن می دهند و زحماتی را که برای تهیه آن از بازارها به قیمتهای گزاف از سفر مکه و زیارت سوریه از فروشگاههای درجه اول و منحصر به فرد کشیده اند می پردازند . کسی نیست از این افراد سوال کند اگر جهزیه برای زندگی خصوصی عروس و داماد تهیه شده نمایش آن بر دیگران چه معنی دارد ؟ هدف از این نمایش مضحک و بی معنی چیست ؟ بدبختانه گاهی بگو مگوها و گله های مربوط به آن سالها در میان فامیل باقی میماند و آثار شوم و سوء آن در روحیه ء عروس و داماد شَهد زندگی را در کام آنها شرنگ می سازد . از همه بدتر در مقایسه ای است که بین جهزیه این دختر و آن دختر انجام می شود که معمولا" این کار آتش کینه و حسد و عداوت را در دل گروهی از حاضران می افروزد و مفاسد دیگری را به دنبال دارد چرا که همیشه کار بد زنجیر وار کارهای بد دیگری را سبب می شود . نشانه صداقت و محبت رسم است که داماد با تقدیم هدیه ای به نام مهریه و صداق صداقت و محبت خود را به همسرش ابراز و اعلام می نماید ( دقت در کلمه مهریه - از مهر و محبت - و صداق - از صداقت و راستی - جالب است . ) بعلاوه اعتبار و امکانی برای زن فراهم می آید که در حوادث پیش بینی نشده از پشتوانه اقتصادی قابل اطمینانی برخوردار باشد تا بتواند در پناه این پشتوانه زندگی و شرف و عفت خود را تا رفع مشکل اداره و محافظت نماید . مهریه مناسب پیغمبر اکرم ( ص ) فرمودند : بهترین زنان امت من زنی است که زیباییش بیشتر و مهریه اش کمتر باشد . امیر المومنین ( ع ) فرمودند : مهریه ها را سنگین نگیرید که مایه ء دشمنی خواهد شد . حضرت صادق ( ع ) فرمودند : کم خرجی و آسان زایی از برکات زن است و سنگینی هزینه و دشوار زایی از شومی او است . حضرت رضا ( ع ) فرمودند : به هنگام ازدواج مواظب باش مهریه از مهر السّنة که پانصد درهم است تجاوز نکند که این مهر دختر پیغمبر ( ص ) و زنان آن حضرت بود . محمود می گوید : من در مجلس عقد حضرت جواد حاضر بودم بعد از ایراد خطبه آن حضرت فرمودند : مأمون دخترش را به من تزویج کرد مطابق همان مقرراتی که خدا تعیین کرده مهریه او را پانصد درهم که مهریه زنان پیغمبر ( ص ) بود مبذول داشتم و علاوه بر آن یکصد هزار درهم از مال شخصی خود به او بخشیدم . مطلوب است مرد غیر از مهریه چیزی به همسر خود به عنوان هدیه بدهد . حضرت کاظم ( ع ) فرمودند : گاهی در حضور پیغمبر ( ص ) زنی به ازدواج مردی در می آمد که مهریه اش تعلیم یک سوره قرآن یا یک درهم یا یک مشت گندم بود . حضرت صادق ( ع ) فرمودند : مرد می تواند زن را مقابل تعلیم یک سوره قرآن یا مالی اندک عقد کند . رسول اکرم ( ص ) فرمودند : بالاترین زنها از نظر خیر و مبارک بودن زنی است که در مهریه ء او سختگیری نشود و نیز زنی که زحمت و مقدمات و مخارج تزویج او ساده تر و آسانتر باشد . نپرداختن مهریه خداوند در قرآن مجید می فرماید : مهر زنان را به طیب خاطر بپردازید و چنانچه چیزی از آن را به میل خود به شما بخشیدند بخورید . پیغمبر اکرم ( ص ) فرمودند : کسی که ستمگرانه مهریه زن را نپردازد در نزد خدا زنا کار است روز قیامت به او خطاب می شود : بنده ء من ! کنیزم را بر حسب پیمانی که با تو بستم به تو تزویج کردم به عهد من وفا نکردی و بر او ستم کردی ؟! آنگاه به مقدار حق زن از حسنات و اعمال زن می گیرند و به همسرش می پردازند و چون کار نیکی برای او نماند به جرم پیمان شکنی به دوزخش می برند . امام صادق ( ع ) فرمودند : دزدان سه گروه اند : آنها که زکات نمی پردازند - کسانی که مهریه زن را نمی پردازند - و اشخاصی که قرض می گیرند و خیال پرداخت ندارند . رسول خدا ( ص ) فرمودند : خدا هرکسی را ممکن است بیامرزد مگر آن کسی را که مهریه زن را انکار کند - یا دستمزد کارگر را غصب کند - یا انسان آزادی را بفروشد . امام صادق ( ع ) فرمودند : پلیدترین گناه : قتل نفس - خودداری از پرداخت مهریه زن - و ندادن اجرت کارگر است . ۱- بهانه گیری دخترها و پسرها معمولا " بهانه های بیجا می گیرند و ایرادهای غیر اصولی دارند از قیافه - قامت - حسب و نسب - وضع لباس - عینک دار بودن و ... اشکال می گیرند و همین اشکال تراشیهاست که جلوی بسیاری از ازدواجها را می گیرد . امام صادق ( ع ) فرمودند : دخترت را به کسی بده که دین داشته باشد زیرا اگر دوستش بدارد آن محبت موجب خدمت به او می شود و اگر هم دوستش ندارد دینش نمی گذارد به او ظلم کند . ۲ - تشریفات زاید از موانع دیگر ازدواج تشریفات بیجا است . تهیه آیینه و شمعدان گرانقیمت و طلا و سایر مواردی که داماد باید تهیه کند و هیچ ضرورتی در زندگی ندارد و از اول زندگی بار سنگین بر دوش ان جوان به حساب می آید سبب می شود که از اصل ازدواج منصرف گردد . در صدر اسلام ازدواجهای ساده و کم خرجی تحت نظر پیغمبر اکرم ( ص ) و ائمه ء طاهرین ( ع ) صورت می پذیزفت که می تواند بهترین الگو برای ازدواجهای مسلمین در عصر حاضر باشد . آنچه مهم است آن که طلا و تشریفات زندگی بعدا" هم پیدا می شود . خانواده با درایت باید به دنبال شخص متدین و با اخلاق باشد . زیرا اگر داماد بی دین و بد اخلاق پیدا شود و سرا پای عروس را هم طلا بگیرد خوشی و سعادت برایش به ارمغان نمی آورد . دین مقدس اسلام به جهت تشویق به ازدواج توصیه به عدم تشریفات کرده است . مهریه زیاد - جهزیه ء مفصل - سختگیری طرفین - بهانه جوییهای غیر معقول و امثال آن از مصادیق تشریفات و یکی از موانع ازدواج و ایجاد محبت و الفت بین زن و مرد است . ولیمه دادن و میهمانی کردن برای ازدواج اگر چه استحباب است و کار خوبی است اما باید از تشریفات و اسراف و تبذیر در آن جلوگیری شود . ۳ - مهریه سنگین مصیبت سوم که از موانع ازدواج است مهریه ء سنگین است . مهریه ء زیاد خوشبختی آور نیست شیر بها گرفتن غلط و غیر اصولی است . سعادت دختر در این نیست که مهریه اش زیاد باشد . دختر به محبت و صمیمیت نیازمند است او کالای مورد معامله نیست تا بر سر مقدار مهریه اش چانه بزنند . اسلام تاکید بسیاری بر مهریه های سبک دارد و آن را مایه عزت و سربلندی زن می داند . ۴ - ولیمه ولیمه و اطعام کردن در اسلام خوب و مستحب است . پیغمبر اکرم ( ص ) در ازدواج حضرت زهرا ( س ) گوسفندی تهیه کردند و به فقرای مدینه ولیمه دادند . اما ولیمه نباید آنقدر سنگین باشد که پدر عروس یا داماد را درمانده کند و عروس را نا مبارک گرداند . در عروسیها و عزاها باید اعتدال رعایت بشود و اطعامی ساده و سبک آنهم با شرکت فقرا و مستمندان داده شود . ۵ - جهزیه یکی از مسائل خرافی که مانعی مهم در راه ازدواج است جهزیه های سنگین است . جهزیه باید ساده و سبک و در حد رفع ضروریات اولیه ء زندگی جدید که تاسیس شده است باشد همانگونه که جهزیه ء حضرت زهرا ( س ) هفده قلم جنس بود که به شصت و سه درهم خریداری شد . ۶ - مسکن یکی دیگر از موانع ازدواج مشکل مسکن است . این مشکل اجازه نمی دهد بسیاری از جوانها ازدواج کنند و تشکیل زندگی بدهند زیرا امکانات آنها به اندازه ای نیست که خانه ای مستقل تهیه کنند . این روش غلطی است که بجای سوال از دین و اخلاق از خانه و مسکن داماد سوال می کنند . فراهم کردن امکانات ازدواج سنت رسول خدا ( ص ) است . پیامبر دست بر سینه ء عثمان بن مظعون که می خواست از ازدواج روی برتابد زدند و فرمودند : از سنت من اعراض مکن زیرا هر کس از روش من روی بگرداند فرشتگان در روز قیامت سر راه او را بگیرند و صورتش را از حوض کوثر من بگردانند . تحقیق این سنت رسول خدا و ایفای آن برای فرزند نخست بر دوش پدر نهاده است . بعلاوه فرد فرد جامعه اسلامی نیز در این مورد وظیفه و مسئولیت دارند زیرا جوانانی هستند که از نعمت حضور و یا توانایی پدر محروم گشته و خود هم نمی توانند قدمی پیش بگذارند پس باید هر که می تواند بکوشد کلمه ای بگوید و میانجیگری بکند قدمی بر دارد و مددی برساند و دو جوان با ایمان را با یکدیگر آشنا سازد و مسائل ازدواجشان را فراهم آورد . رسول خدا ( ص ) فرمودند : هر کس در تزویج زن و مرد مومن بکوشد تا خدا آنها را با یکدیگر جمع کند به هر گامی که بر می دارد یا کلمه ای که در این راه می گوید خداوند ثواب یکسال عبادت را به او می بخشد و کسی که برادر مسلمانش را زن بدهد در قیامت در سایه ء عرش الهی آسوده باشد . پس چه خوب است مساجد صندوقی داشته باشند و یا اقوام و خویشان مجمعی تشکیلدهند تا به جوانهای مومن در امر ازدواج یاری رسانند . ازدواج برای انسان یک هدف طبیعی است و فواید مهمی را در بر دارد که اهم آنها عبارت است از : ۱ - نجات از سرگردانی و بی پناهی و تشکیل خانواده و یافتن شریک در زندگی و مونس و محرم راز و غمخوار و مدافع . ۲ - ارضای غریزه جنسی که در وجود انسانها نهفته شده است . ۳ - تولید و تکثیر نسل و به وجود آمدن آنسان که ثمره ء ازدواج و باعث تحکیم بنیاد خانواده و آرامش و دلگرمی زن و شوهر می باشد . به همین جهت در قرآن و احادیث نسبت به ازدواج تاکید فراوانی به عمل آمده است . اینها همه منافع دنیوی ازدواج بود اما هدف اصلی ازدواج این است ازدواج این است که انسان با تعاون و همکاری همسرش بتواند نفس خویش را از گناهان و بدیها و اخلاق زشت تهذیب نماید و با عمل صالح و اخلاق نیک پرورش دهد تا به مقام شامخ انسانیت و تقرب به خدا نائل گردد و همسر شایسته و خوب و موافق برای رسیدن به چنین هدف مهمی ضرورت دارد . وجود همسر دیندار ( چه زن چه مرد ) در امکان انجام وظایف دینی و عمل به واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات و دوری از فساد و فحشا ء و تخلق به اخلاق نیک نقش بسیار مهمی ایفا می کند . لذا رسول خدا ( ص ) فرمودند : هر کس که ازدواج کند نصف دینش را حفظ نموده است . رسول خدا ( ص ) فرمود : خداوند عز وجل می فرماید : وقتی اراده کنم که تمام خوبیهای دنیا و آخرت را برای شخص مسلمانی جمع کنم به او قلب خاشع و زبانی ذاکر و بدنی صابر در مقابل بلاها عطا می کنم و همسر مومنی به او می دهم که هرگاه به او نگاه کند خشنودش سازد و در غیاب حافظ نفس خویش و مال او باشد . شخصی خدمت رسول خدا ( ص ) عرض کرد : همسری دارم که به هنگام ورود به خانه به استقبالم می آید و به هنگام خروج بدرقه می کند وقتی مرا اندوهناک یافت در تسلیت من گوید : اگر درباره ء رزق و روزی می اندیشی غصه مخور که خدا ضامن روزی است و اگر در امور آخرت می اندیشی خدا اندیشه و اهتمام تو را زیاده گرداند . پس رسول خدا (ص ) فرمودند : خدای را در این جهان عمّال و کارگزارانی است و این زن از عمّال خداونداست و چنین همسری نصف اجر یک شهید را خواهد داشت . در خبر است که رسول خدا ( ص ) روز بعد از عروسی حضرت علی ( ع ) و فاطمه زهرا (س ) برای نبریک و احوالپرسی به منزل آنها تشریف فرما شدند و از حضرت علی ( ع ) پرسیدند : همسرت را چگونه یافتی ؟ گفتند : زهرا را بهترین کمک برای اطاعت خدا یافتم . آنگاه از حضرت زهرا پرسیدند : شوهرت را چگونه یافتی ؟ جواب دادند : بهترین شوهر است . امیر المو منین ( ع ) در این جمله کوتاه با ظرافت خاصی هدف اساسی و اصلی ازدواج را بیان فرموده اند . هر دختر و پسر بالغی احتیاج به ازدواج دارد و اگر با این نیاز طبیعی و تکوینی مبارزه شود جز بدبختی و فساد نتیجه ای ندارد . نمونه ء زنده ء این خلاف تکوین دنیای به اصطلاح مترقی امروزی است که با چنان سرعتی به سوی بدبختی و فلاکت گام بر می دارد که بر کسی پوشیده نیست . دلیل اهمیت ازدواج را در دو مورد جستجو کرد : ۱- ارضای غریزه : اهمیت ازدواج در این است که غریزه ء جنسی انسانها از راه مشروع و معقول ارضا ء شود تا به سر عصیان نگذارد زیرا در صورت عدم ارضاء از راه معقول و خدا پسند فساد های بی حدی خواهد پیوست . انسان همانگونه که هنگام تشنگی به آب و هنگام گرسنگی به غذا احتیاج پیدا می کند به هنگام تحریک غریزه ء جنسی نیز به ارضاء طبیعی آن نیازمند می شود و ارضا ء طبیعی غریزه ء جنسی تنها به وسیله ازدواج کردن میسر است . ۲ - انسان سازی : دومین علت تاکید اسلام بر تشکیل خانواده بعد انسان سازی آن است . محیط خانواده مکتب بسیار سازنده ای است به طوری که منشاء بسیاری از صفات خدا پسندانه است کما اینکه بسیاری از صفات منفی و ناپسند در اثر عدم تشکیل خانواده پیدا می شود . اگر زن و شوهر در خانه برای ارضای خدا بر بد اخلاقی و سوء رفتار یکدیگر صبر کنند ثواب بسیار می برند . در خبر است که : اگر مردی بر بد اخلاقی زنش صبر کند خداوند ثواب ایوب پیغمبر را به او می دهد در بلایی که متحمل شد و اگر زنی بر بد اخلاقی همسرش صبر کند ثواب آسیه ( همسر مومنه و رنج کشیده فرعون ) را به او عطا کند .
روز معلم را به همه ی استادان دانشگاه و پیامبران و امامان و انسانهای بزرگ و معلمان دلسوز و زحمت کش ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان تبریک عرض می کنم . و از همین جا دست معلمانم را می بوسم که علم را بدون هیچ منتی و با مهربانی به من آموختند و دوستشان دارم و تا آخر عمرم مدیون اینکار بزرگشون هستم . تولد غریبانه ام مبارک . عیبهای مخصوصی است که اگر در عروس و داماد باشد و از وجود آنها طرف مقابل را آگاه نکرده باشند عقد ازدواج فسخ می شود ( مثل دیوانگی - جذام - پیسی - عیبی در آلت تناسلی که موجب عدم امکان آمیزش شود و ... ) . ولی بعضی از عیوب دیگر هست که اگر قبل از عقد آن را مخفی کرده و در باره اش چیزی نگفته اند ( مثل نداشتن یا داشتن انگشتی در دست یا پا - نداشتن پستان - کچل بودن و .... ) که این عیوب خود به خود موجب فسخ عقد نمی شود اما تدلیس و فریبکاری می باشد . مصداق دیگر تدلیس آن است که به دروغ صفاتی برای خود بیان کند ( مثلا" بگوید من لیسانس یا دکترا دارم - باغ دارم - خیاطی بلدم و ... ) و در اصل فاقد آن صفات باشد . در اینگونه موارد شخص گول خورده حق فسخ ندارد مگر اینکه در ضمن عقد حق فسخ شرط شده باشد . حضرت علی ( ع ) فرمودند : آزاد منش از غش و فریبکاری به دور است . راستی چه کوته فکر و خام نا بخرد است جوانی بخواهد نقطه آغاز زندگی خود را با دروغ و دورویی قرار دهد که معمولا " خوشی و دوام و سعادت برای چنین زندگی وجود نخواهد داشت زیرا دختری که مقید است با دکتری ازدواج کند اگر بعدا" بفهمد او دکتر نیست و دروغ گفته حتما " از او جدا می شود و طلاق می گیرد و اگر چنان تقیدی نداشته باشد از اول زندگی شوهر خود را حقه باز و خدعه گر و دروغگو شناخته و همواره از روی احتیاط و بی اعتمادی با او برخورد می کند و سخن او را باور ندارد و پیداست که از چنین خانواده ای انتظار لذت و صفا و محبت و شادی می رود و همینطور است اگر مردی از اول زندگی با دروغگویی و دورویی همسرش روبرو شود و از آغاز او را غیر صادق بیابد . حضرت علی ( ع ) فرمودند : گذشت ایام رازهای پنهان را آشکار می کند . شخصی را می شناسم که از لحاظ شئون اجتماعی در سطح بالایی است ولی دخترش را به مردی کم در آمد داده است . علت را از او پرسیدم گفت : این مرد نزد من آمد و تمام کمبوهایش را با کمال راستی و صداقت بیان کرد و صداقت و صراحتش مرا خوش آمد . امثال این که شخص که فریفته ء صداقت و صراحت و بیزار از نفاق و دورویی هستند بسیارند و زندگی کردن با مردم با صفا و خالص هر چند در سطح پایینی از موقعیتهای اجتماعی باشند بسی لذت بخش تر از زندگی با مردم دورنگ و دروغگو است هر چند در سطح بالای اجتماعی باشند . جوانان کم تجربه گمان نکنند که رد کردن همسران پاک و بی آلایش و گمنام و مدتها در انتظار همسری بهتر و بالاتر از خود نشستن کار صحیحی است زیرا افراد بسیاری با این طرز تفکر بوده اند که عاقبت فهمیده و به اشتباه خود اعتراف کرده اند . بنابراین پنهان کردن عیوب از نظر اخلاقی کاری بسیار زشت و ناپسند است . اما گاهی عیوبی جزیی در دختر و پسر وجود دارد ( مثل وجود لکه ء سیاهی در بدن یا بودن تار مویی سفید در سر و یا .... ) که عروس و داماد کریم النفس و منیع الطبع باید با بزرگواری خود چشم پوشی کنند و آن عیب را به رخ طرف مقابل نکشند که اگر آن عیب را به رخ دیگری بکشند و به گلایه و جزع و فزع بپردازند همین ناهمواری کوچک زندگی زندگی را به سر حد ذلت و مصیبت می رساند که امام صادق ( ع ) فرمود : آدمی از ذلت کوچکی جزع و فزع و بی قراری می کند و همان جزع و بی قراری او را به ذلت بزرگتری وادار می سازد . ابن ابی یعفور گوید : به حضرت صادق ( ع ) عرض کردم : من برای ازدواج زنی را انتخاب کردم و پدر و مادرم زن دیگری را ( کدامیک را بگزینم ؟ ) . فرمودند : آن را که خودت دوست داری اختیار کن و آن را که پدر و مادر پسندیده اند رها کن . البته اگر امر پدر و مادر جدی باشد و مخالفت فرزند موجب آزار آنها بشود مخالفت مورد اشکال خواهد بود و پسر باید بکوشد تا رضایت آنها را جلب نماید . کفویت در ازدواج یکی از جنبه هایی که والدین باید به فرزندان خود تفهیم نمایند مسئله کفویت آنها در امر ازدواج است . کفویت در ازدواج از نظر اسلام در شرایط زیر خلاصه می شود : ۱ - ایمان : پیامبر اکرم ( ص ) فر مودند : مرد مومن همتا و کفو زن مومنه است . مسلمان نمی تواند دختر خود را به غیر مسلمان دهد یا دختر غیر مسلمان را به همسری بگیرد . ۲ - اخلاق : همسری که برای دختر یا پسر انتخاب می شود باید دارای اخلاق نیکو باشد و بد زبان و کج خلق و فحاش نباشد . ۳ - عفت و تقوا : از شرایطی که می تواند ضامن الفت و صمیمت زوجین باشد و روابط را عمیق و انسانی کند عفت و تقوای طرفین است . عفت یعنی پاکدامنی و تقوی یعنی خود نگهداری در برابری گناهان و مفاسد . ۴ - هماهنگی فکری : سرچشمه بسیاری از برخوردها در زندگی زناشویی اختلاف در فکر و تدبیر است و لذا زن و شوهر لازم است از لحاظ فکری همانند هم و همگام باشند . ۵ - تناسب سنی : از نظر شرعی محدودیت و قیدی در سن دختر و پسر برای ازدواج نیست اما در موارد بسیاری ازدواجهایی که تناسب سنی در آن رعایت نشده منجر به شکست می شود زیرا سلیقه افراد در سنین مختلف به اقتضای همان سن است و یک مرد مسن یا یک زن جوان نمی تواند سازگاری داشته باشد . ۶ - رشد و سلامت تن : در اسلام توصیه شده که به دنبال همسران رشید نیرومند و برخوردار از سلامت تن بروید زیرا این امر در رشد و سلامت نسل موثر است . البته گاهی مصلحت اقتضا می کند که این شرط با شرط قبلی و بعدی آن نادیده گرفته شود و همان شرایط چهارگانه اصلی مورد توجه قرار بگیرد . ۷ - جنبه مالی : مال و ثروت همسر اصلا " در ازدواج مورد توجه اسلام نیست . اما شوهر باید قادر به کار و اداره زندگی باشد و بتواند در حدی متعارف معاش خانواده را تامین کند . البته ازدواج با یک فقیر با فردی متمول و متنعم به انواع نعمتها ناروا و مشکل آفرین است مگر آنکه طرف مقابل خود خواستار آن باشد . امور دیگری چون مدرک تحصیلی - حسب و نسب - وضع زندگی مادی - زیبایی چهره و امثال آن اگر هر کدام امتیازی دارد اما هرگز ملاک خوبی برای ازدواج نیست و قطعا " خوشبختی نمی آورد . اصل و اساس سعادت همان ایمان و اخلاق و تقواست . بنیان مقدس ازدواج معمولا" با خواستگاری آغاز می شود . یعنی تدبیر حکیمانه خدای متعال مرد را مظهر خواستگاری و عشق و تمنا آفریده و زن را جلوه ء جمال و پذیرای عشق . و این تدبیر به انسانها ندارد بلکه حیوانات نیز همینطورند . همیشه در طول تاریخ مرد بوده که به عنوان درخواست و طلب نزد زن می رفته و تقاضای همسری میکرده است و با این روش به کرامت و حیای زن ارج می نهاده است و زن نیز با پرهیز از طلب و تمنا عزت و احترام خویش را محفوظ می داشته و خود را از ابتذال و بی حرمتی نگه می داشته است . بنا بر این اصل طبیعی و غریزی در خواستگاری این است که طلب از سوی مرد اعلام شده و پذیرش و رضایت از سوی زن انجام پذیرد هر چند در مواردی به خلاف اصل هم بر می خوریم اما بهتر و طبیعی تر این است که مرد به سوی زن دست طلب بگشاید و از او دعوت به همسری و ازدواج کند و تمنای زندگی مشترک و همکاری و همدلی بنماید . در این مورد رعایت این نکات می تواند مفید باشد : ۱ - خواستگاری به معنای نهایت طلب و شدت خواستن است و خواستگار کسی است که واقعا" خواهنده و طالب باشد . بنابر این خانواده ای که به خواستگاری دختری می روند باید واقعا" طالب و خواستار باشند و با حضور و تواضع خود این تمنا و علاقه مندی را اعلام نمایند و به حرمت و عفت و کرامت دختر و خانواده اش ارج گذارند . ۲ - ادب خواستگاری این است که خواستگاران با شاخه ء گلی مهر و علاقه مندی خود زا ابراز کنند و مبادا که خار آزار به همراه ببرند و زهر غم هدیه نمایند و رنج و زحمت افزایند و دلهره و هول و هراس افکنند که رسول خدا ( ص ) فرمودند : هر کس مومنی را بیازارد و او را غمگین سازد و آنگاه به عذر خواهی دنیا را به او ببخشد این بخشش کار ناروایش را جبران نمی کند و پاداشی نمی برد و امیر المومنین ( ع ) فرمودند : روا نیست که مسلمانی مسلمان دیگری را به هول و هراس افکند . ۳ - برای پر هیز از ایجاد رنج و هول و هراس و زحمت خوب است قبل از اقدام به خواستگاری رسمی شناسایی ها مشاوره ها و بررسیها به طور غیر مستقیم انجام پذیرد و پس از اینکه خواسته ء خود را یافتند و با معیار های خود او را پسندیدند رسما" به خواستگاری و نامزدی اقدام نمایند . ۴ - هرگز بدون انس و آشنایی و بدون اطلاع قبلی و بدون حضور دوست مشترک و میانجی فهمیده و امین خانه ای را برای خواستگاری در نزنند . ۵ - در مراسم نهایی خواستگاری پسر و دختری که واقعا" قصد ازدواج دارند می توانند برای افزونی آشنایی و بصیرت یکبار و در صورت لزوم بیشتر یکدیگر را ببینند و گفتگو کنند بشرطی که نگاه و گفتارشان با شهوت و لذت همراه نباشد و گفتگو- هایشان موجب آزار و فشار و دلهره و اضطراب نشود و جنبه ء بازجویی و کنکاش در اسرار یکدیگر را نداشته باشد و شرطهای سخت برای یکدیگر مطرح نکنند . ۶ - یکدیگر را به رنج انتظار نگذارند . اگر قرار است خانواده دختر پاسخی دهند پس از مشاوره ء نهایی و تحقیق کامل اعلام پاسخ کنند و اگر قرار است خانواده ء پسر پاسخ دهند این پاسخ را به تاخیر نیندازند خانواده ء دختر را در بلاتکلیفی نگذارند . ۷ - هرگز به خاطر مادیات و کمبود زرق و برق زندگی از گوهرهای کمیاب و گرانقیمت عفت و کرامت و ایمان و حیا ء نگذرند و هرگز خانواده ای را به خاطر مادیات ترک و تحقیر نکنند که رسول خدا ( ص ) فرمودند : کسی که مومنی را به به خاطر تنگدستی و فقرش بی مقدار شمارد و تحقیر کند خدای متعال او را در روز قیامت پیش همگان رسوا و بی آبرو سازد .
















