قشنگترین بهانه ی من
من یک انسانم که همه زندگيم در گرو دوست و او را دارمش دوست
زائر کربلا بودم نشد که برم تشنه ی زیارت بودم نشد که برم رفتم اما در خیال عشق زیارت لایــــــــــــــــــــق نبودم که نشد برم من زمانی عاشق بودن را حس کردم فقط یه آرزو ی معنوی بیشتر نداشتم رسیــــــــــــــــــــــدن به خاک کربلا بوئیــــــــــــــــــــــــــــدن خاک بهشت زمین شهیــــــــــــــــــــــد شدن در بهشت زمین ان شاء الله همه ی شما دوستان عزادارم توفیق زیارت کربلا را داشته باشید . مواظب خودتان و ایمانتان باشید مبادا در این ماه عزیز شیطان را یاری کنید به جای عزاداری و طریق معرفت امام حسین به دنبال ناموس مردم باشید و شما ناموسان عزیز مبادا در این ماه خود را بیش از اندازه آرایش کنید و به دنبال دسته های عزاداری بیافتید .خواهشا " در این ماه غم دلتان را بارانی کنید و حاجات قلبی تان مد نظر باشد نه رخ یار شیطان صفت می دانم که شما دراین ماه رعایت خیلی چیزها را می کنید اینها را برای کسانی گفتم که ماه محرم برای هوس رانی و شهوت رانی دوست دارند . دوستان عزادار من دلم میسوزه از این اتفاقاتی که سالهای اخیر در ماه محرم می بینم و از شما دختران و پسران با ایمان و متدین می خواهم اگر اتفاقی را مشاهده کردید که در شاءن ماه محرم و عزاداری امام حسین نبود امربه معروف ونهی از منکر را فراموش نکنید وبه مرتکبان گناه متذکر ویادآور عمل زشتشان شوید آن را به زبان بیاورید. من هم هر اتفاق زشت ونا پسندی را ببینم رو دروایسی را کنار گذاشته و نهی از منکر و امر به معروف می کنم . دوست عزادارتون نازنین محرم ۱۴۲۹ امام حسین هنگام زمامداری پدرش با او در جنگهای جمل و صفین و نهروان همراهی کرد. سال ۵۰ هجری هنگام مرگ برادرش حسن پسر علی، معاویه حدود ۱۰ سال به عنوان خلیفه باقی بود. بر پایه قرارداد صلح با حسن، معاویه نمیبایست برای خود جانشینی انتخاب کند[نیاز به ذکر منبع]. معاویه در سال ۶۰ هجری مرد و پسرش یزید رابه جانشینی انتخاب کرد. حسین از همان ابتدا بیعت وی را نپذیرفت. يزيد نامهای به حاكم مدينه نوشت و به او دستور داد كه از حسين برای يزيد بيعت بگيرد و اگر حاضر نشد او را به قتل برساند. حسین كه حاضر به بيعت كردن با يزيد نبود با خانواده خود از مدينه به مكه رفتند. در اين هنگام مردم كوفه كه از مرگ معاويه با خبر شده بودند نامههای زيادی برای حسين نوشتند و از او خواستند تا به عراق و كوفه بيايد. حسين نيز مسلم بن عقيل را به كوفه فرستاد. ابتدا هزاران نفر از مردم كوفه بامسلم بن عقيل همراه شدند. اما با ورود عبيداللّه پسر زياد كه از طرف يزيد به حكومت كوفه گمارده شده بود و مردم کوفه را تهدید کرده بود مسلم را تنها گذاشتند. در نتيجه عبيداللّه، مسلم بن عقيل را دستگير نموده و به قتل رسانيد. حسين با خانواده و ياران خود به طرف كوفه حركت كرد و در نزديكی كوفه بود كه خبر پيمان شكنی مردم كوفه و قتل مسلم را آوردند. عبيداللّه كه بر اوضاع كوفه تسلط پيدا كرده بود حر پسر يزيد رياحی را برای دستگير كردن حسين و همراهانش فرستاد. و سپس عمر پسر سعد را با سی هزار نفر به كربلا اعزام نمود. این امر موجب شد تا تعداد زیادی از افرادی که با حسین بودند او را رها کنند وتنها حدود ۷۰ تن با او باقی بمانند. عبيداللّه به عمر بن سعد وعده داده بود كه اگر حسين را به شهادت برساند او را حاكم ری خواهد كرد ولی پس از این ماجرا این کار را نکرد. امام حسین در روز دوم محرم سال ۶۱ هجری قمری همراه کاروانش به کربلا رسید و پس از اطلاع از نام آن سرزمین گریه کرد و گفت: «به خدا سوگند، این زمین زمین کربلا است.» سپس گفت: «این خاکی است که جبرئیل از جانب پرودگار برای جدم، رسول خداآورده و گفته است که حسین در آن مدفون میشود.»



